الشيخ رسول جعفريان

1030

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

« پس در بعضى جاها به تعدّى و شمشير و بعضى جاها به پول همهء كتب حق كه يهود و نصارا داشتند به مرور زمان بدست آورده بر طرف نمودند ، به مرتبه‌اى كه تا امروز آن دستور در ميان ايشان مستمر مانده است ، زيرا كه هر كسى كه كتابى با خود داشته ، به يكى از شهرهاى ايشان برود ، بايد كه آن كتاب را به پيش داروغهء دين كه از براى همين كار تعيين نموده‌اند ببرد يا به نزد آنانى كه از جانب آن داروغه تعيين شده‌اند آن كتاب را حاضر بسازد و آن داروغه يا تعيين كردهء او بايد كه آن كتاب را ملاحظه نمايند و اگر ديدند كه با اصول و فروع دين باطل ايشان يا به كتابى كه جرانيم از براى ايشان ساخته است ، مخالفتى دارد ، آن كتاب را مىسوزانند و الا به صاحبش پس مىدهند و اين قاعده را به مرتبه‌اى از روى احتياط رعايت مىكنند كه در هر چند سال آن داروغهء مزبور كه او را انگل زيتور [ Inquisiteur ] مىنامند در هر شهرى حكم مىكند كه هر كسى كتابى داشته باشد نزد او يا تعيين كردهء او كه او را روى در . . . مىنامند حاضر سازد و بعد از آن كه همهء كتب را آوردند خودش و عملهء او آن كتب را چنانچه مذكور شد ملاحظه مىنمايند و هر كتابى كه مخالفتى با اصول و فروع دين خود يا با كتاب جرانيم داشته باشد ، او را سوخته تتمه را به صاحبان پس مىدهند و اگر بدانند كه كسى كتابى را نگاه داشته او را به پيش ايشان نبرده است ، همان داروغه به اختيارى كه ريم پاپا به او داده است ، آن شخص را كشته ، مالش را ضبط مىنمايد و اولاد او را آواره مىسازد . » اشارهء ديگر مؤلف به « فساد اخلاقى حاكم بر مسيحيان اروپاست » . وى كه اين فساد را ناشى از تعاليم پولس يا به قول خودش ببلوس مىداند ، مىنويسد : « و اما كمترين مىگويم كه اين است آن راهى كه مىتوان گفتن كه ببلوس ملعون ثلث افراد انسان را از اين راه داخل جهنّم كرده است ، زيرا كه به بهانهء مجرد ساختن پيروان خود ايشان را به مرتبه‌اى جسمانى كرده است كه از همهء بهايم كمتر گشته‌اند و اگر نه نظر كنند در احوال خروسى كه در خانه‌هاى خود دارند كه با وجود آنكه از حيوانات غير ذى عقل است ، غيرت او در حفظ سيرت و ناموس به مرتبه‌اى است كه اگر خروسى ديگر داخل مرغهايى كه با او در آن خانه راه مىروند بشود ، يا خود را به كشتن مىدهد يا آن خروس را مىكشد ؛ و اگر كشتن او مقدورش نباشد از آن خانه البته آن را بيرون مىكند ؛ پس اين طايفهء بىسيرت از حيوانات بىغيرت‌ترند ، زيرا كه مىبينند كه مردان اجنبى با زنان و دختران ايشان هر چه خواهند مىكنند و اين عمل را نسبت به خود شفقت پنداشته ، منّت از او مىكشند و اگر نادرى از ايشان فىالجمله غيرتى داشته باشد و نخواهد كه با زن و دختر او كسى روبرو اختلاط و آميزش بكند ، پادريان تدبيرات چند به كار برده ، حيله‌ها قرار داده‌اند از براى آنكه هيچ‌كس از ايشان از اين بىناموسى بىنصيب نگردد و تدبيرات ايشان بسيار است كه اگر همهء آن‌ها